خاطره ای از یک پدر: ‘فرزندان من اند من بزرگترین پروژه’

Category: سانتایمز Comments: No comments

صحبت من 17 ساله پسر حومه جنوبی دبیرستان یک روز صبح اخیر در مورد روزنامه نگاری و تدریس و نوشتن حرفه ای یک دانش آموز پرسید: یک سوال: “چه چیزی را بزرگترین پروژه؟”

دانش آموزان نشسته با دقت نشسته برای پاسخ به من. من گمان می کنم آنها ممکن است انتظار مرا به اعلام یکی از پنج کتاب به کار کرده است که من proudest انجام و یا انجام.

یا شاید من افزایش از زمان های سخت در شیکاگو طرف غرب برای تبدیل شدن به یک ملی خبرنگار در نیویورک تایمز.

یا شاید آن را به سادگی من بقا در یک محله که consigns به مراتب بیش از حد بسیاری از برای یک زندگی از فقر و مشکلات. یا شاید آن را بازگشت من به دانشگاه با همسر و بچه ها پس از کاهش یافته است سال قبل از آن و رفتن به کسب درجه است.

همه ممکن است رقابت برای بودن من “بزرگترین پروژه” اگر چه من تا به حال هرگز تا آن لحظه سرگرم مانند یک سوال. من در مورد آن فکر برای یک دوم یا دو. پاسخ آسان بود.

“…من فرزند:” من پاسخ داد. “این داستان من نوشته شده است و یا کتاب. کتاب در نهایت جمع آوری گرد و غبار… این ترک میراث در فرزندان من…”

در واقع من همیشه می خواستم به یک پدر خوب. من نمی دانم اگر این حد ذاتی به عنوان آن متولد شد و توسط بی وفایی از من, طبیعی, پدر, توسط بی شماری روز از futilely انتظار به عنوان یک پسر بچه در ایوان جلو برای او به بازگشت و یا عدم وجود خود را از صندلی در بازی بسکتبال بازی ها از غرفه در مسیر زمینه و یا از مخاطبان در فارغ التحصیلی است.

آنجا که آن را ناشی از تمایل به یک پدر خوب من درایو بود غرق در درد خودم به عنوان یک کودک که گاهی طولانی رفته پدر را در آغوش و همچنین پیش از بلوغ نذر که فرزندان خود من هرگز می دانیم که چنین درد هرگز به غربال کردن از تاریک ترین گوشه های ذهن خود را برای خاطرات خود ،

من قول داد برای تبدیل شدن به یک مرد نامرئی.

و هر چند از آن است که در حال حاضر نزدیک به 42 سال بعد از آن من به یاد داشته باشید مثل دیروز لحظه ای که اولین مجموعه در نخستزاده من و اسم دروغ swaddled در یک پتو دقیقه پس از او متولد شد که در ماه اوت ، من به یاد داشته باشید به وضوح هر یک از پنج فرزند تولد — گذشته از آنها پسر من ملک که بند ناف من snipped به زودی پس از او در زمان اولین نفس.

مهم تر از من شده اند وجود دارد تلاش برای تولید ارائه و حفاظت از هر چند گاهی اوقات مسلما در حال سقوط کوتاه است.

از طریق خود آبشار خراش و نشت از طریق یک عمر پدر و مادر, معلم, همایش, سفرهای, بیمارستان, بازدید, مدرسه, نقش رسیتال و بی شمار دیگر رویدادها و توابع; از طریق طلاق و اندوه را از طریق زمان های خوب و بد.

آن شده است آسان نیست. پدر و مادر هرگز است. و اینکه آیا من یک پدر خوب در نهایت برای من نیست بگویم. به عنوان پدران ما بهترین نیست و یا مهم ترین ارزیابی چگونه به خوبی ما نگه ناگفته شارژ ما مدیون فرزندان ما.

تا این حد من فکر می کنم هر پدر, در پایان روز باید قادر به می گویند: که من انجام داده اند همه من می دانم که به عنوان یک پدر.

که من در تلاش برای انجام بهتر از زمانی که من آمده ام به این دانش است. که اشتباهات من هرگز بهانه ای. و که من باید exhaustedly ریخت و من قلب و ذهن و روح به دوست داشتن و مراقبت از فرزندان من است.

این بزرگترین پروژه. نه کتاب. نه من حرفه ای. نه جایزه.

“و هنگامی که من یک روز احاطه شده اگر من خوش شانس هستم, توسط, خانواده,” من جواب داد: “فرزندان من خواهد شده اند بزرگترین پروژه.

و آن را به عنوان خوب به عنوان آن می شود…”

ارسال نامه به [email protected]

ایمیل و جان در چشمه [email protected]

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>