قرنطینه در ویکتوریا با houseguest از جهنم


محتوای مقاله در ادامه

من هیچ ایده چه چیزی استیو انجام شده است زمانی که او را ترک خانه برای ساعت در یک زمان. من می دانم که او را به شکستن تمام قوانین اما بسیار وجود دارد من می توانم در مورد آن انجام دهد. من حدس می زنم من می تواند لغزش قرص خواب به صبح قهوه, اما من در حال اجرا از قرص و من باید آنها را به متوقف کردن نگرانی در مورد این covidiot در شب و به خواب رفتن.

روز 13:

امروز او پرسید: اگر من نیاز به هر گونه کمک به باغبانی “مطمئن است که بزرگ خواهد بود” و من پاسخ دادم دانستن است که او تنها داوطلب به من کتاب های خوب به این دلیل که تیک تاک ساعت است.

روز 14:

وقتی که من برگشتم از صبح سگ راه رفتن استیو آماده به سر در شهر مانند آن را هر روز صبح.
“بنابراین ما ساخته شده آن را از طریق زنده گفت:” من با تازه کشف شده cheeriness. “آیا شما همه بسته بندی شده?”
“Whaddya چیست؟”
“من به شما گفت از 10 روز پیش که شما می توانید تنها ماندن تا زمانی که دوره قرنطینه شد ؟ که امروز دوستان.”
“من نمی باید در هر جایی برای رفتن است.”
“ماندن با یکی از دوستان خود گفت:” من. من در حال حاضر آگاه باشید که او کاملا می داند چند نفر در ویکتوریا زیرا آنها را خواستار شده است پس از او وارد شدند.
من تعجب می کنم که چرا آنها نمی قرار داده و او را در وهله اول ؟ اما من می دانم من می دانم احتمالا پاسخ به این سوال.
“خوب اگر شما می خواهم به من گفت که قبل از شما بودند برای رفتن به پرتاب مرا از من گرفته اند من شانس و ماند در مکزیک,” او گفت:.
در حال حاضر من در خلق و خوی است که به عنوان گرم به عنوان کباب پز. “من اهمیتی نمی دهند که در آن شما بروید دریافت کنید. در حال حاضر!”
او طوفان به اتاق خود می اندازد مسائل خود را به یک چمدان و یک تاکسی.
“خیلی ممنون” او می گوید.
من بعد از بررسی و کشف او گرفته تکیلا و ودکا. و او نمی پرداخت اجاره.

یک نام در این داستان تغییر کرده است برای محافظت از گناه است.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de