‘گاهی اوقات همیشه هرگز’: دستمالی کردن درایوهای اسکریپت دلپذیر انگلیسی, dramedy

چند هفته پیش ما تا به حال “End از جمله” با John Hawkes به عنوان یک مرد زن مرده و لوگان لرمان به عنوان جدا خود پسر که مجبور به گرفتن یک سفر جاده ای به دلیل شرایطی خارج از کنترل خود. در حال حاضر می آید “گاهی اوقات همیشه هرگز” با بیل اهالی به عنوان یک مرد زن مرده و سام رایلی به عنوان جدا خود پسر که مجبور به گرفتن یک سفر جاده ای به دلیل شرایطی خارج از کنترل خود.

دومی فیلم در نقش یک فندک کلید اما مانند سلف خود این یک ماهرانه موثر و خوبی نوشته شده است, زیبایی عمل شخصیت قطعه که توسط نسیم در حدود یک ساعت و نیم و برگ شما لبخند. اگر شما اتفاق می افتد به به دستمالی میخوای عاشق این فیلم آن را به عنوان وسیله نقلیه است که نگه می دارد و داستان زمزمه.

بیل اهالی می کند و خود بیل اهالی چیز — قرار دادن یک چرخش منحصر به فرد در هر خط بدون overplaying آن را با تکان دادن دست خود را در مورد مانند یک هادی انتقال بسیار با قوس ابرو و یا پژمرده نگاه — آلن به عنوان یک شیک و پیچیده خیاط است که به لحاظ اجتماعی بی دست و پا و بی پرده به نقطه که در جایی در طیف هر چند او نمی خواهد آن را قرار داده که در راه است. برای سال, Alan شده است سرگردان در مورد North Yorkshire, قرار دادن آگهی و درخواست مردم اگر آنها را دیده ام پسرش مایکل که یورش برده و در خارج از خانه پس از یک تلخ استدلال بیش از یک دستمالی کردن بازی نیست و دیده شده است پس از. زمانی که خارج از شهر مقامات کشف یک بدن است که تقریبا منطبق بر شرح مایکل آلن و رنجش پسر جوان پیتر (سام رایلی) را در یک سفر جاده ای که در طی آن آنها به طور مداوم سر و کله زدن و درایو یکدیگر رفته….

هنگامی که آنها در حال بازگشت به خانه آلن اساسا حرکت در با پیتر و خانواده اش و تبدیل به وسواس با بازی دستمالی کردن آنلاین متقاعد یکی از مخالفان خود که در واقع مایکل برقراری ارتباط با او از طریق جدول دو طرفه.

مدیر کارل شکارچی infuses “گاهی اوقات همیشه هرگز” با خلاق بصری لمس آیا او با استفاده از گرافیک برای نشان دادن برخی از دستمالی کردن کلمات و یا عکسبرداری از یک صحنه تند و تلخ از طریق یک الگو درب شیشه ای, بنابراین ما احساس احساسات از شخصیت در سوال فقط از طریق حرکت خود را شبح. حتی به ظاهر معمولی خانه از آلن و پیتر در حال شگفتی از طرح تولید از incongruously روشن رنگ دیوار به چنین غیر قابل توضیح آثار هنری به عنوان یک قاب تصویری از یک سگ حلق آویز بر روی دیوار بدون هیچ دلیل داده.

رمز و راز از مایکل ناپدید شدن اغلب طول می کشد تا یک حد مرگ به اصل داستان از رابطه پیچیده بین آلن و پیتر و آن را فراهم می کند بهانه ای برای ما به دیدار با مارگارت و آرتور یک زن و شوهر که خود را پسر گم شده برای سال. Tim McInnerny درخشان است به عنوان بسته کردن تقریبا catatonic آرتور بود که پس از نیمه معروف به عنوان یک خواننده که آهنگ پاپ مانند بانی تایلر “این یک اندوه” و Jenny Agutter می دهد یک نامزد شایسته عملکرد به عنوان تنها و پرشور مارگارت می یابد که یک روح قوم و خویشی در آلن.

“گاهی اوقات همیشه هرگز” اشاره به آلن کد مورد پوشیدن سه دکمه کت و شلوار: گاهی اوقات شما دکمه بالا را فشار دهید شما همیشه دکمه وسط را فشار دهید و شما هرگز دکمه پایین را فشار دهید. (می گویند که سه بار سریع!) آن را نیز مناسب توضیحات آلن خود را. گاهی اوقات او را آزرده. او همیشه جالب است. و او هرگز هر چیزی اما سرگرم کننده است.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im